خوشا از عاشقي مردن!
توسط : حوريا(دختري از جنس غروب)
کجایند این شهیدان خدایی
اگر از کنج چشمت به مانظری کنی روزم شبیست تارک تار
بیا دستانم بگیر زمهرو دوستی سریا را
توسط دوست عزیزم : رضا
خم کرد پشت زمین را ناگاه داغ گرانت
هفت آسمان گریه کردند بر تربت بی نشانت
جز عشق و خوی چه کردی؟
جز رنج و حسرت چه دیدی؟
نامهربانان چه کردند؟
با آن دل مهربانت؟
پایان شب سیه , سپید است
(نظامی )
از پی هر گریه آخر خنده ای است
****************************
هر شخصی شخصیتی دارد هر انسانی نامی دارد.
(اشکان جمشیدی)
***************************************************
بی ادب رابه زر مگوکه نکوست
ادب مرد بهتر از زر اوست
(مکتبی)
***************************************************************
خوش ترآن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
(مولوی)
به در میگویم که دیوار بشنود
**********************************************************
بزرگی سراسر به گفتار نیست
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
(فردوسی)
بــــــــه عمل کار آید به سخنرانی نیست
********************************************************
آنچه دیدی برقراتر خود نماند آنچه بینی هم نماند برقرار
(سعدی)
چنین نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
****************************************************
ستد و داد را مباش زبون مرده بهتر که زنده و مغبون
(سنایی)
حساب حساب کاکا برادر
**************************************
دو شیر گرسنه است ویک ران گور
کباب آنکسی راست , کـــو راست زور
(فردوسی)
زورت پیش حرفت پیش
*************************************************
به نسه مده نقد , اگر چند نیز
به خرما بود وعده و نقد خار
(ناصر خسرو)
سرکه نقد به از حلوای نسیه
****************************************
شغال بیشه ی مازندران را
نگیرد جز سگ مازندرانی
آهن با آهن شکافته میشود
پرنده با پرنده شکار میشود
سنگ را سنگ میشکند
**************************************************************
خفته خبر ندارد ; سر در کنار جانان
که این شب دراز باشد ; در چشم پاسبانان
(سعدی)
برای شتر سالم ناراحتی که شتر زخمی میکشد بی اهمیت است.
****************************************************
دریدی تو ناکرده گز;جامه را نخوندی تو پایان شاهنامه را
(ادیب)
در پایان مسابقه پیروزی معلوم می شود.
شاهنامه آخرش خوش است .
*************************************************************************
ندانستم که عاشق کور باشــــــــــــد کجا بختش همیشه شور باشد
(ویس و رامین)
عــــــــــاشق کـــــــور است .
***********************************************************
به خوشی صدقه ده یک بوسه ما را که صدقه باز گرداند بلا را
(عطار,منتخب اشعار)
دستگیری درویشان آسیب و زیان را بگرداند.
**************************************
بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود
پسته ی بی مغز چون لب وا کند رسوا شود
***************************************
دل من عادت بچهها رو داشت
با یه ذره عاطفه دنیا رو داشت
به یه قطره اشک اگر که می رسید
تو خیالش گنج هفت دریا رو داشت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرد را اگر رنج باشد خوش است
درد بی رنجی علاجش آتش است
______________________________
تو که نگاهت به نگاهی نگران است
باشد که فردوست با دگران است
////////////////////////////////////////////
چو دیوار شهر اندر آورد گرد
ورا نام کردند دارابگر
((فردوسی
))
توسط (یاسر بلوچی)
من این وبلاگ رو ساختم هم برای سرگرمی و هم برای ثبت شعرهای نو
هم شما و هم شاعران بزرگ ایران و ...
تبریک برای همه ی شما عزیزانی که به این وبلاگ لطف دارین
بس کن دختر بندر دل از سینه رها کن
بنوش از لب کارون و دلتا رابا صفا کن
با ما همسفرشوسینه راصداکن
سفره ی دلتو به روی دنیا وا کن
اگر تو شوی یارش آشفته و غمخوارش
او کند تو را یاری از هردردوگرفتاری
بس کن ای دختر بندردل ازسینه رهاکن
بنوش از لب کارون و دلتو با صفا کن
مبادا هرکجاباشی برای لحظه ی شادی
مبادا با یک نگاه خود دل عاشق کنی رازی
مبادا روی میخانه تا شوی تو دیوانه
ساقی برقصاند تـــــو را با یک نوک سازی
بس کن دختر بندر دل از سینه رها کن
بنوش از لب کارون و دلتا رابا صفا کن
" شاعر : وحید مرادی پور"
امیدم به نگاته زندگیم خال لباته برای دیدن عشق خم سادی توصیانه
بیا عشق روباور کن امیدم را میسر کن
برای دیدن من یکم ابروی چشم را خمتر کن
اگه چشمات من و می خواد اگه لبهات منو دوست داره
تو چشمات میبینم عشقو زبانت را کلامم کن
امیدم به نگاته زندگیم خال لباته برای دیدن عشق خم شادی رو چشاته
" شاعر: وحید مرادی پور"
