با خنده ات آرزوهایم را به فراموشی می سپارم به اندازه تمام ستاره های اسمان دوستت دارم همان ستاره هایی که شبهای خلوتم را نظاره گر بودند
کاش می شد اشک راتهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد کاش می شد از میان لحظه های زندگی لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
پرنده عاشق...... گرچه دل کندن از تو آسان نیست که برایم به مرگ هم شاید ........ می روم گم شوم در انبوه خاطراتی که بعد تو باید ........ بعد از این اشکان زهر آلود چون پروانه به خواب خواهم رفت....... جای قند و نبات عزراییل بر سرم گرد مرگ می ساید ..... آرزوهای کوچکم را حیف می برم با خودم به گور اما......... آرزو می کنم تو خوش باشی حسرتت بر غمم می افزاید ....... مجلس ختم من که می آیی یک لباس سفید بر تن کن ................
دستت را به من بسپار تا از گرمی آن وجودم را پر کنم....اما کدامین وجود ..؟ گوشت را به من بسپار..تازمزمه عشق را در آن جاری کنم شانه ات را به من بسپار تا آن را تکیه گاه تنهاییم کنم قلبت را به من بسپار تا در هاله ای از نور نگهداری کنم صدایت را به من بسپار تا مهر بانیت را به همه بگویم میدونم که همه چیزو بهم میدی تا معنی خواستن را یاد بگیرم ای کاشف موجودیت عشق.
انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن پا عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابديت مي گذاري
کاش می شد اشک راتهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد کاش می شد از میان لحظه های زندگی لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
هميشه کسي رو براي دوستي انتخاب کن که قلب بزرگي داشته باشه اون وقت ديگه مجبور نيستي به خاطر جا گرفتن تو قلبش خودتو کوچيک کني
آنروز که مهمان قلبم شدي ، خوب به ياد دارم ، روزي كه با خود گُفتم كسي را يافته ام كه ديگر از دست نخواهم داد . دوستت دارم ...... خوبم
فرستاده شده توسط : shila_2002ba2![]()
![]()
![]()
الهي به داده و نداده و گرفته ات شكر كه آنچه دادي نعمت است آنچه ندادي حكمت است و آنچه گرفتي امتحان
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
فرستاده شده توسط: emin3m_coolboy
فرستاده شده توسط: shila_2002ba2
یه روز کنار ساحل نشسته بودم یادم آمد که نامه ای برایت بنویسم
اما قلم نداشتم استخوانم را خورد کردم
اما جوهر نداشتم رگهایم را پاره کردم
اما کاغذ نداشتم سینه ام را شکافتم روی قلبــــــــــــــــــــــــم نوشتم دوستت دارم
همیـــــــــــــــــــــــــشه در قلـــــــــــــــــــــــــــــــب منی بی تو هرگــــــــــــز
توسط : مسعود بلوچی
![]()
![]()
توسط :emin3m_coolboy
نوشته شده توسط :shahre_shab58
بهار آمد به صحرا و در و دشت جوانی هم بهاری بود وبگذشت
سرقبرجوانان لاله روید دمی که مهوشان آیند به گلگشت
***************************************************************************
بــــه گورستان گذشتم صبحگاهی شنیدم ناله و افغان و آهــــــی
بدیدم کلّه ای با خاک میگفت که این دنیا نمی ارزد به کــاهی
*****************************************************************
دلت ای سنگدل برمانسوزه عجب نَبوَد اگر خارا نسوزه
بسوزم تا سوزانم دلت را در آتش چوب تر تنها نسوزه
**********************************************************
به گورستان گذر کردم کم و بیش بدیدم حال دولتمردان و درویش
نه درویش بی کفـــــــن در خاک مانده نه دولتمند برده از کفن بیش
***************************************************
مکن کاری که بر پا سنگ آید جهان با این فراقی تنگت آید
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند ترا از نامه خواندن ننگت آید
********************************************
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
از و پرسم که این چون است و آن چون :
یکی را داده ای صد گونه نعمت
یکی را قرص جو،آلوده در خون
**************************************************************************
نوشته شده توسط اشکان جمشیدی
بد ترین درد این نیست که ...... عشقت بمیره/بدترین درد این نیست که...............به اونی که دوستش داری نرسی/بدترین درد این نیست که......عشقت بهت نارو بزنه/بدترین درد اینه که....... یکی رو دوست داشته باشی و اون ندونه .
هیچ بارانی نمی بارد / مگر صفا دهد.هیچ گلی جوانه نمیزند مگر هدیه دهد.هیچ خاطره ای زنده نمی ماند/مگر شیرین باشد.هیچ لبخندی نیست /مگر شادی بیاورد.وهیچ بهاری نمی آید/مگر سال دیگری در پیش باشد.پس بگذار باران شوق بر زندگی ات ببارد/تاروحت را صفا دهد.گلهای عشق در دلت جوانه زنند/تا آنها را به دیگران هدیه کنی.خاطراتت قشنگ باشد تا همواره به یادشان بیاوری.لبخند بر لبانت نقش بندد تا شادی را بیفشانی.
یا الهی یا الهی اگر عاشق شدن باشد گناهی دل عاشق شکستن صد گناه است اگر لیلی به مجنون داده میشد دگر هیچ عاشقی رسوا نمی شد.
هیچ کس با من در این دنیا نبود هیچ کس ماننده من تنها نبود هیچ کس دردی زه دردم بر نداشت بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت هیچ کس فکر من را باور نکرد خطی از شعری مرا از بر نکردهیچ کس معنای آزادی نگفت در وجودم رد پایش را نجست هیچ کس آن یار دلخواهم نشد هیچ کس دمساز و همراهم نشد هیچ کس جز من چنین مجنون نبود در کلاس عاشقی دلخون نبود
زرد است که لبریز حقایق شده است سرد /:است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگر نه میفهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت از کسی می شنوی » روی تورا کاشکی میدیدم شانه بالا زدنت را بی قید و تکان دادن دست که مهم نیست زیاد
توسط دوست نا آشنا که دلی پر از شعر:emin3m_coolboy
توسط:shila_2002ba2
