به آلبوم شبی تا سحر نظر کردم
به یاد عمر گذشته شبی سحر کردم
به یادبود عزیزان دمی به سر بردم
شبی دومرتبه با عمر رفته سر کردم
به هر دری که شدم ، بی نتیجه برگشتم
دری گشوده نشد، خویش در به در کردم
مناظری ز حیات گذشته را دیدم
بدیدم آن همه و دیده دیده پر گوهر کردم
نشان کودکی از مام خسته پرسیدم
دوباره دیدنی از چهره پدر کردم
هنوزم آن خاطرات در یاد هست
اگر چه بر سر آن زندگی هدر کردم
ولی طراوت عکس گذشته ام می گفت
به هر حساب در این ماجرا ضرر کردم
فرستاده شده توسط : محمد
گلی خوش بوی در حمام روزی

دلم گرفته از همه...............از خودمم فراریم
نمیدونم کجا میرم..............مسافر چه راهیم
نبودتو..تو این روزا..............بدجوری احساس میکنم
گفته بودم که رفتنت...........تو خواب و رویاس میدونم
اما توی یه روز سرد...........تنها گذاشتی بی خبر
رفتی تو از کنار من............رفتی به اخرین سفر
جایی که دست هیچکسی...........به دست تو نمیرسه
خاطره هات برای من...........تو این روزا مقدسه
فرستاده شده توسط : مریم ترانه
وقتی که رفت قاصدک از باغ پر کشید
افســـانه ی خیالی من ناتمام ماند
وجدان مرا محاکمه کرد و به حبس برد
در دادگاه عشـــق فقــط اتهام ماند
وقتی که رفت از تــه دالان خزان رســـید
دستش به برگ خورد و غم انگیز و زرد شد
وقتی هوای کوچه ی احساس شد خنک
دســتان عاشــقانه من ســرد ســرد شد
در دادگاه عشق وکیلم سکوت بود
یک قاصدک گواه دروغ و عجیب داد
گفتند : متهم دل او را شکسته است
گفتند : متهم گــل ما را فــریب داد
امشب مرا به مسلخ اعدام می برند
در طول عمر یک لب گویا نداشتم
اما زمان مردن خود داد می زنم
قــصد فــریب دادن او را نداشــتم
تو کجایی که نمی آیی ببینی مردم
در شب فاصله ها در طلب یک بردم
از پس پنجره ها بر جاده ها پیچید نگاه
گل نگین عشق تو در قلب من ماند تا بقا!
ای که در رویای خیسم چون نسیم آویختی
حس من را تا ابد با حس خود آمیختی
کوچ مکن از شهر قلبم در هیاهویش بمان
حرف ها دارد دلم با این دلت موج گران
چون نگاه در اوج دیدار تو من وا مانده ام
در پی رد قدم ها ی تو من جا مانده ام
ای صبا ای قاصد راستگو بیان
کن خبر من را از آن شیرین بیان
تا بدانم در دلش سودای کیست؟!
کین کلید قلب او در دست کیست؟!
دیده بر راه تو دوختم تا سحرگاهان بیا
در گلوی بلبلان آوارها غرقند بیا
گر بماند روح بر تنم جانم فدایت می کنم
آسمان دریا کهکشانها این فضا
گر تو خواهی سهل می باشد هر کدام
من غرورم را فدایت می کنم!!
فرستاده شده توسط :دچار
من اومدم بخونم ***** با عاشقی بمونم
اما گذاشتی رفتی ***** از خیر من گذشتی
من موندم و خرابه***** تو رفتی سوی اشیانه
تو رفتي دنبال عشقت*****من موندم و حسرتت
تو رفتي پر كشيدي*****به حال من خندیدی
اما بازم من اينجا*****هستم هنوزم تنها
پشت همين پنجره*****من می موندم منتظر
بازم من اشك مي ريزم***** بازم صدات میکنم
شايد دلت بسوزه*****بیای یه روز دوباره
زندگی زیباست
زِِِِِِشتی های آن تقصیر ماست
در مسیرش آنچه نا زیباست تدبیر ماست
زندگی آب روان است.....
روان میگذرد
آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد!!
فرستاده شده : دچار
