تو روزهای جدایی، وقتی که دلتنگ بودم
هر گوشه که نشستم، ترانه ای سرودم
هر حسی داشتم این جاس، همش تو این دفتره
هم لبریزه از خنده، هم اینکه از اشک تره
از غم دلتنگی تو، از شب و روز نوشتم
صدات کردم عزیز، گاهی گفتم بهشتم
نوشتم تا که روزی، منو یادت بیاره
بیا جلوش برش دار، قابلت رو نداره
ترانه هامو بردار، برای یادگاری
تا اینکه تو خلوتت، یادی از من بیاری
ترانه هامو بردار، هر روز بخون یکی شو
دوباره پیشم بیا، دلیل زندگی شو
ترانه هامو بردار، تا اینکه باورت شه
تو تموم لحظه هام، یادت بودم همیشه
ترانه هامو بردار، شاید بیشتر بشناسیم
تا با چشات ببینی، تو درس عشقت پاسیم
تو هر صفحه خاطره ات، تو هر بیتی اسمته
روحت همش پیشمه، اون که دوره جسمته
تو اینه ترانه ام، تویی که بهترینی
ترانه هامو بردار، کوچکترین پیشکشه
برای ابراز عشق، جور منو می کشه
بهت می گه عزیزم، همیشه دوستت داشتم
جلوی چشمام بودی، هر جایی پا گذاشتم
هر رازی که نگفتم، نوشتم به ترانه
پیشکش تو عزیزم، حرف های عاشقانه...
وقت غروبه با هم، نشستم پشت میزم
ترانه های این جا، ما تو ان عزیزم
من هر چی که نوشتم، تو ذهنم موندگاره
هر لحظه هر جا باشم، تو رو یادم می یاره
هر حرفی داشتم با تو، تواین دفتر بسته اس
نگاش نکن ارومه، نبین ساکت نشسته اس
وقتی که بازش کنی، حرف رو سرت می باره
برای گفتنشون، به من نیاز نداره
اینه که وقت دیدار، حرفی ندارم انگار
جز ایکه بیا جلو، ترانه هات رو بردار.
فرستاده شده توسط : هستی
کاری از: نادیا شب انگیز
هنوز باور این قصه ممکن است آری
که دل به قیمت یک اعتماد بسپاری
هنوز می شود انگار شانه ای بخشید
به یک تفکر ابری به چشم رگباری
هنوز می شود از آن نگاه نافذ خواند
به خاطرات گذشته توجهی داری
ز خط فاصله شاید گرفت فاصله ای
اگر به دل دل پاهات گوش نسپاری
تصادف غزل و لب تصادفی زیباست
اگر ز بستن لبهات دست برداری
هنوز می شود اما خود ِخودت باشی
بشو که بگذری از این فصول نا چاری
چقدر مرد تر از مرد پر غروری تو
مرا که زن ترم از زن به سجده می آری
به قد کشیدن من یک نگاه کافی باش
فقط نگاهی و یک جمله : دوستم داری ؟
عشق واسه ی دلاتون يه واژه ی غريبه
ميگيد که عشق دروغه اين حرفتون فريبه
اگه که عشق دروغه اين دل چرا بی تابه
اين چشای خسته ام واسه چی شب بی خوابه
طپش اين دل من بی اون براي کيه
چرا وقتی نباشه اين دل من زخميه؟
چرا اين دلم بيتاب واسه وقت ديداره
به جز ياد عزيزش هيچ هنری نداره
چرا وقتی پيشمه غم تو دلم ندارم
ولی وقتی نباشه اشک به چشام ميارم
اگه که عشق دروغه پس چرا من اسيرم ؟
پس چرا من حاضرم برای اون بميرم
چرا تنها فقط اون اميد زندگيمه
توی روزای سختيم پناه خستگيمه
پس اين حس قشنگ ر و اسمشو چی می ذارين
شما که تو دلاتون يه ذره عشق ندارين.
اين عشق توی دلاتون آخه جا نميگيره....
پس تقصير شما نيست که قلباتون ميميره..
شمايين که دلاتون جنسش هميشه سنگه
نميدونين که اين عشق همون حس قشنگه
عید سعید فطر مبارک
بوی موهات زیر بارون
بوی گندم زار نمناک
بوی سبزه زار خیس
بوی خیس تن خاک
جاده های مهربونی
رگای آبی دستات
غم بارون غروب
ته چشمات تو صدات
قلب تو شهر گل یاس
دست تو بازار خوبی
اشک تو بارون روی
مرمر دیوار خوبی
ای گِل آلوده گُل من
ای تن آلوده دل پاک
دل تو قبله این دل
تن تو ارزونی خاک
تن تو ارزونی خاک
بوی موهات زیر بارون
بوی گندم زار نمناک
بوی شوره زار خیس
بوی خیس تن خاک
یاد بارون و تن تو
یاد بارون و تن خاک
بوی گُل تو شوره زار
بوی خیس تن خاک
همیشه صدای بارون
صدای پای تو بوده
هم دم تنهاییام
قصه های تو بوده
وقتی که بارون می باره
تو رو یاد من می یاره
یاد گلبرگای خیس
روی خاک شوره زاره
ای گل آلوده گل من
ای تنالوده دل پاک
دل تو قبله این دل
تن تو ارزونی خاک
