من از صدای بارون / از دل موج دریا
من از نهایت شب / عمق شبای یلدا
من از نسیم عاشق / از نفس دقایق
من از سکوت ساحل / زمزمه های قایق
اسم تو رو شنفتم / همیشه از تو گفتم
من از غروب غربت / تو کوچه های خلوت
من از سکوت محراب / تو خلسه ی عبادت
من ته چشم آهو / دشت گلای شب بو
وقتی به ساز دریا / می زنه زخمه پارو
اسم تو رو شنفتم / همیشه از تو گفتم
ای تو همه دیدنم ! / کاشف چشمات منم
دنیا رو با تو دیدم / که از تو حرف می زنم
اگر که من نبودم / کسی تو رو نمی شناخت
برای رنگ چشمات / کسی غزل نمی ساخت
من قطره ام من قطره ام در بحر طوفان زاي تو
من گـــــــــــوهرم من گوهرم در ديدهء بيناي تو
دفتر بُدم دفتر بُدم از دانش و فضل و هـــــــــــنر
دريا شدم دريا شدم از ســــــــــاغر و صهباي تو
گم گشته ام در عشق تو دل را بتو بسپرده ام
آواره و سرگشته ام در دامن ِ صحرای تو
در رگ رگ انديشـــــه ام جوش تمناي تو هست
شادي يي دل باشـــــــــد مدام از آن رُخ زيباي تو
در جــــان من آيينه يي اي عشق روزافزون من
الهام شعر ناب من آن نرگس شهـلای تو
شد شـوره زار اين تنم سرسبز از باران تو
در تار و پودم شد روان مهر نشاط آرای تو
بر من تجلي كـــــرده يي اي فيض عشق جاودان
روشن شدم اكنون دگـر از جام و از مينای تو
اندر خزان جسـم من گلهای خندان منی
رنگين شود اكنون غزل از شور و از غوغای تو
خداوندا
اگر داشتن ذليل داشتنم ميكند،
ندارم كن .
خداوندا
اگر كاشتن اسير چيدنم ميكند،
بيكارم كن.
اگر انديشه ی خيانت به ياران
بر سرم افتاد،
بر سر دارم كن.
اگر به لحظه غفلتی در افتادم،
پيش از سقوط هشيارم كن.
اگر رنج بيماران
لحظه ای از دلم بيرون رفت،
سخت و بی ترحم بيمارم كن.
خداوندا
خارم كن،
اما مردم آزارم مکن
